حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

 
 
 1. حماسه اقتصادی حاصل از تولید ملی در ایران چند گونه دشمن و مانع دارد. برخی از آن‌ها نیازمند اصلاح قانون است، بعضی محتاج تغییر رویه‌های اداری است، برخی را با سیاست‌های جدید درمان می‌کنند و بعضی دیگر با فرهنگ‌سازی علاج می‌شوند. از تمام این دشمنان سخت‌جان‌تر آن‌هایی هستند که تمام ساختار اقتصاد و مناسبات دولت با جامعه را به زیان تولید و نوآوری، دگرگون می‌سازند و انگیزه‌های مولد را سرکوب می‌کنند. شناخت چنین بیماری‌های مهلک، اما به ظاهر شیرین، از سوی یک جامعه‌ی کوته‌نگر و نابالغ ممکن نیست و مداوای آن نیز تنها با تغییر دولت و قانون میسر نخواهد بود. جهش درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران، از این دست بلیه‌هاست و چنین تأثیرات مانایی به زیان تولید داخلی دارد.
  
 2. تلقی کلاسیک از بیماری هلندی آن است که در اثر جهش درآمدهای صادرات منابع طبیعی:
 * اولاً شکافی بین بازده آن بخش و دیگر بخش‌های اقتصادی پدید می‌آید که عوامل تولید را به آن سو سرازیر می‌کند و موجب تضعیف نسبی بخش کشاورزی و صنعت می‌شود.
 * ثانیاً جهش درآمدهای صادراتی موجب جهش تقاضای داخلی می‌شود که در پی آن، افزایش واردات کالاهای قابل‌ مبادله و رشد قیمت کالاهای غیرقابل مبادله را به دنبال دارد که باز سرمایه‌ها را به سمت بخش غیرقابل مبادله، مانند زمین و مسکن سوق می‌دهد.
 * ثالثاً به دلیل تمرکز رانت درآمدهای نفتی در دستان محدود، یک ساخت مشوق رانت‌جویی پدید می‌آورد (مگسان‌اند گرد شیرینی) که به دنبال خود تأثیرات سیاسی روشنی دارد.
 * رابعاً جهش عرضه‌ی ارز به تقویت کاذب پول ملی و در نتیجه، ارزان شدن واردات و تضعیف تولید داخلی دامن می‌زند.
 * خامساً لزوم تبدیل حجم هنگفت ارز به پول داخلی برای مصارف دولت، به افزایش دارایی ارزی بانک مرکزی و رشد پایه‌ی پولی می‌انجامد که نتیجه‌ای جز تورم ندارد.
 به بیان دیگر، در بیماری هلندی، تمام راه‌ها به سمت تضعیف تولید ملی و تداوم تورم ختم می‌شود. برخی صاحب‌نظران خارجی از القابی مانند «کشاورزی‌زدایی» یا «صنعت‌زدایی» برای بیان آثار بیماری هلندی استفاده می‌کنند.
  
 3. از همه‌ی این پیامدها ناگوارتر، آن سرمستی ناشی از فزونی درآمدهای بی‌زحمت است که تعقل دولت‌ها را مختل می‌سازد؛ به نحوی که خود را از مصلحت واقعی تولیدکنندگان و موعظه‌های کارشناسان بی‌نیاز می‌بینند. پدیده‌ی «توهم بی‌نیازی» دولت‌های نفتی دو جهت دارد:
 * نخست بی‌نیازی از رونق کسب‌وکار داخلی، زیرا بدون افزایش تولید و مالیات، امکان بیشتر خرج کردن را به دولت می‌دهد.
 * دوم بی‌نیازی از دقت‌های کارشناسانه، زیرا درآمد هنگفت نفت سرپوشی بر ناکارآمدی‌ها خواهد بود. شما اگر تنها به قدر یک بار آسفالت بزرگراه بودجه داشته باشید، حتماً دقت کارشناسانه‌ی بیشتری دارید تا زمانی که می‌توانید در صورت خراب‌ شدن آسفالت، ده بار دیگر آن را بازسازی کنید. بدین ترتیب، ساختاری بنا می‌شود که با مراعات صرفه‌وصلاح بیگانه است؛ هرچند در ظاهر توصیه به رعایت بیت‌المال نماید! توهم بی‌نیازی، سر از طغیان درخواهد آورد (سوره‌ی علق، آیات 6 و 7).
  
 4. بیماری هلندی اتفاقی نیست که هر روز بیفتد، زلزله‌ای است که هر چند سال رخ می‌دهد، اما ویرانی‌هایش تا سال‌ها گریبان‌گیر ماست. برخی بیماری هلندی را با وابستگی به نفت یکسان می‌پندارند، در حالی که شرط وقوع بیماری هلندی، جهش یک‌باره‌ی درآمدهای نفت و گاز است و جهش هر سال رخ نمی‌دهد. در تاریخ نفت، نزدیک‌ترین جهش‌ها حداقل شش سال با هم فاصله داشته‌اند (شوک 1973 و 1979) و طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی، ما تنها شاهد دو جهش شدید قیمت نفت بوده‌ایم (1359 و 1385). این جهش درآمدهاست که برای دولت‌ها همانند یک مسکر عمل می‌کند و تقاضای داخلی را نیز ناگهان بالا می‌برد و عرضه‌ی ارز را دچار شوک می‌کند و آن نتایج را به دنبال دارد. بنابراین اگر هر سال درآمد صادرات نفت و گاز یکی دو درصد افزایش یابد، تأثیرش بر ساختار اقتصاد دقیقاً مشابه جهش یک‌باره‌ی درآمد نفت نیست.
  
 5. از سوی دیگر، پیامدهای بیماری هلندی برای تمام اقتصادهای نفتی یکسان نیست. اگر می‌بینیم که در عربستان و کویت و قطر و امارات کمتر سخنی از بیماری هلندی به گوش می‌رسد، ناشی از آن است که در آنجا مشکلی به نام بیکاری وجود ندارد تا تضعیف تولید داخلی نگران‌کننده باشد و از اساس، کشاورزی و صنعت قابل توجهی وجود نداشته است که نفت آن‌ها را تخریب کند. در یک جمعیت کوچک، همگان برای ساکت شدن و راضی ماندن، بهره‌ای از آن رانت هنگفت دارند. نه تنها آن‌ها در داخل کشورشان خشنودند، بلکه شرکت‌های چندملیتی (که تولیدکننده‌ی اصلی در داخل آن کشورند) و بانک‌های خارجی (که حساب نفت امیرنشینان را نگهداری می‌کنند) همگی از شوک‌های مثبت نفتی خشنودند.
  
 6. در این میان، بیش از همه، اقتصادهایی از بیماری هلندی در رنج و عذاب‌اند که اولاً جمعیت قابل توجهی دارند؛ ثانیاً غیر از نفت، صاحب چیز دیگری از خود هستند، یعنی کشاورزی و صنعت؛ و ثالثاً سهم عمده‌ی درآمدهای ارزی آن‌ها و منابع دولت آن‌ها وابسته به نفت است. در نتیجه اگر عامل اول و دوم (جمعیت، صنعت و کشاورزی) برای اقتصاد ایران یک برگ برنده است، تنها راه در امان بودن از این بیماری، کاهش سهم نفت از درآمدهای ارزی (رشد صادرات غیروابسته به نفت) و کاهش سهم آن در منابع دولت (پایبندی به عدم ورود منابع صندوق توسعه‌ی ملی به بودجه و در مقابل حمایت از تولید داخل و در نهایت، رشد درآمد مالیاتی) است.
  
 7. در سال تولید ملی، گرچه شاهد جهش درآمدهای نفت و گاز نبودیم، بلکه به عکس، تشدید تحریم‌ها به کاهش این درآمدها منجر شده است، اما همچنان بخش وسیعی از مشکلاتی که با آن مواجهیم، پیامد زلزله‌ی بیماری هلندی در سال‌های 1385 و 1386 است. اگر عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود، این بار و در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی باید چنان کمربندهای قانونی و نهادی و سیاسی را ببندیم که در صورت مواجهه با شوک نفتی آتی، دیگر بار تولید ملی و رفاه مردم را به مسلخ نبریم. کسی از زمان شوک نفتی آینده باخبر نیست، اما برای اقتصاد ایران لازم نیست تنها منتظر شوک قیمت جهانی نفت باشیم، فردای برداشتن تحریم صادرات نفت و گاز، شوک مثبت درآمدهای نفتی برای ایران حاصل خواهد شد، بدون آنکه قیمت جهانی نفت تغییری کرده باشد. باید برای آن روز به فکر سازوکارهایی باشیم که سکر نفتی بر تعقل دولت و مجلس ما چیره نشود.
 منبع:  سایت تحلیلی تبیینی برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

سال 1392 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامیده شده است. طبیعتاً این نام‌گذاری معطوف به شرایط و تحولات اقتصادی و سیاسی کشور در سال پیش روست. چرایی این نام‌گذاری باید گفت، با توجه به اینکه در حوزه‌ی سیاست، امسال انتخابات ریاست جمهوری هم‌زمان با انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار می‌شود و در حوزه‌ی اقتصاد نیز با وضعیت پس از اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها، احتمال اجرای مرحله‌ی دوم و همچنین با تشدید تحریم‌های غرب مواجه هستیم، انتخاب مفهوم حماسه برای مواجهه با این تحولات، نشان‌دهنده‌ی اهمیت سال پیش روست.
 مفهوم «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی»، بسته به نوع استفاده‌ای که از آن می‌شود، دارای دامنه‌ای وسیع از پیامدهای مثبت و منفی است. «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» را می‌توان تنها مورد استفاده‌‌ی شعاری و ظاهری قرار داد و علی‌الخصوص در زمان انتخابات، ازآن صرفاً به عنوان ابزاری جهت جلب رأی مردم و رسیدن به قدرت استفاده کرد یا بالعکس، می‌توان با حرکت واقعی در راستای این دواصل، آن را از سطح یک شعار به یک رویکرد و گفتمان ارتقا داد.
  
 «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» در همه‌ی حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی و فرهنگی دارای شاخص‌ها و مصداق‌های شفاف و قابل اندازه‌گیری است که به کمک آن‌ها می‌توان نیت اصلی استفاده‌کنندگان از این شعار را تشخیص داد. بدیهی است چنانچه این شاخص‌ها و مصداق‌ها مثبت و رو به جلو باشند، می‌توان ادعا کرد که به اصل و مفهوم حماسه به معنای واقعی آن عمل شده است و چنانچه بهبود و پیشرفتی در این شاخص‌ها مشاهده نشود و تأثیر مثبت و ملموسی در زندگی مردم به وجود نیاید، حماسه در حد شعار باقی خواهد ماند.
  
 اما این مصداق‌ها و شاخص‌های شفاف در حوزه‌ی علم اقتصاد کدام‌اند؟ با اندازه‌گیری و ارزیابی چه عواملی می‌توان به تحقق یافتن حماسه درحوزه‌ی اقتصاد پی برد؟ تأثیر نهادینه شدن این شاخص‌های اقتصاد، بر زندگی روزانه و معیشت و کسب‌وکا رمردم چیست؟ و بالعکس، آفات رویکرد شعاری به این دو اصل در اقتصاد چگونه قابل تشخیص است؟ با عمل به چه پارامترهای اقتصادی، در انتهای سال، مسئولان و همچنین مردم می‌توانند ادعا کنند که حماسه‌ی اقتصادی آفریده‌اند؟
  
 1. بدون شک تبلور حماسه‌ی اقتصادی را می‌توان در وضعیت تولید ملی یک کشور به راحتی مورد ارزیابی قرار داد. تولید ملی به مثابه‌ی یکی از اصلی‌ترین عوامل پیشرفت و رفاه کشورها، می‌تواند شاخص شفاف و خدشه‌ناپذیری برای ارزیابی، تحقق یا عدم تحقق حماسه، به معنی حرکت و تحول عظیم در اقتصاد باشد.
 چنانچه تولید داخلی یک کشور به دلیل بالا بودن هزینه‌ی تولید و نبودن بسترمناسب جهت فعالیت تولیدی و مولد، در وضعیت رکود و نیمه‌تعطیل باشد و به خاطر سیاست‌های غلط پولی و مالی، بازار کشور مملو ازکالاهای وارداتی خارجی و عمدتاً بی‌کیفیت باشد و طبیعتاً نرخ بیکاری روندی صعودی را طی کند، هیچ گاه نمی‌توان مدعی حرکت در راستای خلق حماسه در اقتصاد بود.
 وبالعکس، چنانچه به دلیل اتخاذ برنامه‌های حمایتی مناسب، از قبیل انواع مشوق‌های تولیدی و صادراتی، معافیت‌های مالیاتی، سودآور کردن بخش تولید جهت سرمایه‌گذاری و دسترسی آسان به نهاده‌های تولید، از جمله مواد اولیه، بخش تولید ملی رونق بگیرد، نرخ رشد اقتصادی بالا رود و بیکاری کاهش پیدا کند، آن گاه می‌توان ادعای حرکت در این مسیر را مطرح نمود.
  
 2. اصل حماسه‌سازی در اقتصاد را همچنین می‌توان با پارامتر تورم یا همان سطح عمومی قیمت‌ها مورد مداقه و بررسی قرار دارد. مطمئناً اگر مردم در وضعیت زندگی خود با تورم‌های دورقمی مواجه باشند و به علت کاهش ارزش پول ملی، شاهد کوچک‌تر شدن ماهانه‌ی قدرت خرید خود باشند، آنگاه خلق حماسه در اقتصاد، میسر نخواهد شد. اگر به علت نرخ بالای تورم در جامعه، همچنان سهم کالاهای اساسی زندگی، همچون خوراک و پوشاک، در سبدخرید افراد آن قدر بالا باشد که مجالی برای پرداختن به سایر بخش‌ها، همچون تفریح، مطالعه،سفر و... نباشد، آیا می‌توان مدعی تلاش در جهت تحقق خواسته‌ی رهبری در سال 1392 بود؟
  
 3. اگر در اثر عدم برنامه‌ریزی و اتخاذ سیاست‌های غلط در بخشی همچون مسکن، خانه‌دار شدن به رؤیایی تعبیرناشدنی برای اکثریت افراد جامعه تبدیل شود و پرداخت اجاره‌ی ماهانه، بخش عظیمی از درآمد افراد را به خود اختصاص دهد، مطمئناً حماسه‌‌ی اقتصادی در ابعاد ملی، بروز و ظهوری نیافته است.
 اما اگر دولت در بخش مسکن و زمین، با اتخاذ سیاست‌های مناسب، همچون فراهم کردن بستر ساخت‌وساز انبوه مسکن توسط مردم و انبوه‌سازان و نظارت بر کیفیت مصالح به‌کاررفته در آن‌ها و سپس واگذاری مسکن به افراد واجد شرایط و همچنین مقابله با سوداگری در بخش مسکن به وسیله‌ی ابزارهای مالیاتی، بتواند سهم مسکن در سبد خرید مردم را پایین بیاورد، می‌تواند خود را خدمتگزار واقعی مردم بداند و این انتظار را داشته باشد که به علت حرکت در مسیرحماسه‌سازی اقتصادی، مورد اعتماد مردم و رهبری قرار بگیرد.
  
 4. در زمینه‌ی نرخ ارز نیز عدم تثبیت نرخ ارز، وجود نوسانات متعدد و گاه شوک‌های ارزی که اجازه‌ی هر گونه برنامه‌ریزی را از بخش تولیدی و بازرگانی کشور سلب کرده است و موجبات تعطیلی بسیاری از کارخانجات داخلی را فراهم آورده است، خودبه‌خود نافی خلق هر گونه حماسه در اقتصاد است.
  نرخ ارز باثبات، خارج شدن ارز از جایگاه کالای سرمایه و بازگشت به جایگاه واقعی خود در اقتصاد، یعنی صرفاً ابزاری برای سنجش اعتبار و مبادله‌ی کالاها و وجود بستری از ثبات ارزی که تولیدکنندگان بتوانند با پیش‌بینی نرخ ارز به سفارش واردات مواد اولیه‌ی مورد نیاز برای تولید اقدام کنند، در صورت تحقق، می‌تواند مؤید تلاش برای خلق حماسه در اقتصادیک کشور باشند.
  
 5. در بخش صنعت خودرو نیز تولید خودروهایی فاقد کیفیت و استاندارد مناسب، که علاوه بر قیمت بالا، به دلیل ایمنی پایین، جان افراد به عنوان عزیزترین دارایی هر فردرا نیز به خطر بیندازد، نمونه‌ی تمام و کمال رویکرد ظاهری و شعاری به مفهوم حماسه‌ی اقتصادی خواهد بود؛ زیرا اگر ما برای جان مردم اهمیت قائل نباشیم، اصولاً در جایگاهی نخواهیم بود که بتوانیم ادعای تلاشی هرچند کوچک در جهت حماسه‌سازی اقتصادی را مطرح کنیم.
 البته حمایت صحیح از این صنعت در قالب تأمین نقدینگی و سرمایه‌ی مورد نیاز و فراهم کردن نهاده‌های تولید و سپس مکلف کردن خودروسازان کشور به تولید محصولاتی باکیفیت که به معنای واقعی کلمه، خودروی ملی باکیفیت باشند و بدون تکیه بر تعرفه‌های بالای وارداتی دارای قدرت رقابت با محصولات مشابه خارجی باشند، می‌تواند شاخصی معتبر برای اعتماد مردم به حرکت در راستای تحقق فرامین رهبر انقلاب باشد.
  
  
 6. نوع نگاه به مقوله‌ی نفت و همچنین نحوه‌ی برخورد دولت بادرآمد ناشی از فروشن فت نیز می‌تواند ابزاری مناسب جهت ارزیابی مفهوم حماسه‌سازی اقتصادی باشد. سیکل معیوب خام‌فروشی ثروت و سرمایه‌یملی به کشورهای دیگر و سپس تبدیل این مواد خام به کالاهای دارای ارزش افزوده از سوی کشورهای دیگر و فروش آن به کشورمان با چند برابر قیمت را نه تنها هیچ گاه نمی‌توان بسترساز خلق حماسه در اقتصاد کشور نامید، بلکه کاملاً برعکس، به نوعی، عزت کشور را نیز در سطح جهان خدشه‌دار می‌کند و این انتظار به‌حق وجود دارد که در سال حماسه‌ی اقتصادی، بند ناف وابستگی بودجه‌ به نفت، یک بار برای همیشه از بین برود.
 همچنین استفاده از درآمدهای نفتی در جهت تأمین هزینه‌های جاری دولت و تزریق نقدینگی ناشی از تبدیل ارز به ریال به جامعه و حجیم‌ترشدن مداوم دولت نیز مصادیق برخورد شعاری با مفاهیمی ارزشی چون حماسه‌سازی اقتصادی است و البته کاهش و سپس ممنوعیت خام‌فروشی نفت و تلاش در جهت تولید مواد دارای ارزش‌افزوده و کاهش و قطع وابستگی بودجه‌ی دولت به درآمد نفت نیز پارامترهای تحقق خواسته‌ی رهبری، مبنی بر خلق حماسه در اقتصاد کشور هستند.
  
 کلام آخر:
 در علم اقتصاد، برآیندتمامی فعالیت‌ها، سیاست‌ها و نظارت و برنامه‌ریزی‌ها را نرخ رشد اقتصادی می‌دانند. با این تبصره که این نرخ رشد اقتصادی باید رشدی متوازن و همگون، به معنی پوشش دادن همه‌ی بخش‌های اقتصاد، از قبیل صنعت، کشاورزی، خدمات و... باشد؛ زیرا رشد اقتصادی ناهمگون، به این معنی که پیشرفت یک حوزه به بهای نادیده گرفتن و گاه نابودی حوزه‌ی دیگر باشد، دارای ارزش چندانی نیست.
 رشد اقتصادی بالا،که افزایش‌دهنده‌ی رفاه، سطح زندگی و اعتمادبه‌نفس و خودباوری مردم یک کشور است، می‌تواند تبلور تمام و کمال حماسه‌سازی در اقتصاد کشور باشد و ناگفته پیداست اگر کشورمان دارای اقتصادی شکوفا و قدرتمندو مولد باشد، که به علت گستردگی حجم مبادلات با خارج و عدم وابستگی به درآمد نفت امکان تحریم آن وجود نداشته باشد، منجر به الگو قرار دادن کشورمان از سوی بسیاری از کشورهای دیگر خواهد شد که این امر نیازمند حرکت حماسی در اقتصاد است.
 منبع: سایت تحلیلی تبیینی برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

مکتب اقتصادی اسلام ، در صدد تأمین اهداف فراوانی است که برخی از آنها اخلاقی و برخی دیگر اجتماعی است، در این مقاله به بعضی از آن اهداف که اهمیت بیشتری دارد، اشاره می شود:
 1. حاکمیت سیاسی اسلام
 2. تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی
 3. برپایی عدالت اجتماعی
 4. عدم وابستگی اقتصادی
 5. خودکفایی و اقتدار اقتصادی
 6. توسعه و رشد
 7. رفاه عمومی
 اهداف مذکور همه در عرض هم نیستند بلکه برخی از آنها با حفظ برخی دیگر هدف قرار می گیرند، مثلا سه هدف آخر به این شرط مطلوب اند که لطمه ای به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر می رسد که اقتصادی نیستند، ولی جزء اهداف اقتصادی اسلامی گنجانده شده اند، زیرا، در احکام اسلام، این اهداف جدا از یکدیگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظایف سازمان های اقتصادی نیستند و از وظایف سایر سازمان های اجتماعی سیاسی اسلام می باشند، در صورتی که این گونه نیست، مثلا، درباره زکات، در عین این که هدف از آن توازن اقتصادی و تعدیل در خلال رفتارهای اقتصادی در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز این که خود، اهداف مکتب اقتصادی اسلام را شکل می دهند، هر یک از آنها در بسیاری از موارد، به عنوان محدودیت برای اهداف دیگر و یا ابزاری برای رسیدن به اهدافی مثل رفاه عمومی است و گاهی تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاری برای رسیدن به سایر اهداف است. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که در این مبحث، نظر به مکتب اقتصادی اسلام است، که در این جا از آن بحث نخواهیم کرد و به توضیح اهداف اقتصادی ذکر شده می پردازیم.
  
 1- حاکمیت سیاسی اسلام :
 در اقتصاد اسلامی، سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام در روابط با بیگانگان است، زیرا در روابط خارجی، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته اند، هم اکنون وابستگی سیاسی بسیاری از کشورهای جهان سوم در اثر وابستگی اقتصادی آنهاست، به این سبب یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است.
 در روایتی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده است: «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه، اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد». (تذکره الفقها، ج1، ص 446)، بنابراین در مناسبات سیاسی نیز باید برتری اسلام و مسلمین مراعات گردد. قرآن کریم می فرماید: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... برای مقابل با دشمنان تا آنجا که می توانید نیرو و اسبهای بسته و آماده فراهم کنید تا به این وسیله دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.» (انفال/60).
 هم چنین قرآن کریم می فرماید: «ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا. خداوند برای کافران بر مومنان راه تسلطی قرار نداده است». (نساء/141)
  
 2- تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی :
 اسلام در رسیدن به همه اهداف اقتصادیش از قبیل، زدودن فقر، ایجاد رفاه و اجرای عدالت، از چهارچوب ارزش های اخلاقی، خارج نمی شود. زیرا تحقق این ارزش ها همراه با پیاده شدن اقتصاد اسلامی از اهداف مکتب اسلام است. این از اهدافی است که هم افراد باید مراعات کنند و هم دولت باید در تحقق آن بکوشد. کسی حق ندارد از راههای حرام کسب درآمد کند یا با اکراه، طرف مقابل را به معامله ای وادار نماید. قرآن می فرماید: «یا ایها الذین أمنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... ای کسانی که ایمان آورده اید اموالتان را در میان خود به باطل نخورید مگر این که داد و ستدی از روی رضایت شما باشد». (نساء/29)
 در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتی است که فرد با رضایت کامل به آن اقدام می کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسیله پاک شدن و تزکیه پرداخت کننده به شمار می آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها... از اموال آنان زکات بگیر و بدین وسیله آنان را پاک و تزکیه کن» (توبه/103). هم چنین به انفال کنندگان سفارش می کند که از بهترین اموال خود انفاق کنید تا به «نیکی» دست یابید . « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. هرگز به نیکی نمی رسید، مگر آنکه از آن چه که دوست دارید، انفاق کنید» . (آل عمران/92)
  
 3- برپایی عدالت اجتماعی :
 عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی از نظر اسلام با تامین زندگی متوسط اجتماعی برای فقرا و جلوگیری از انباشته شدن بیش از حد ثروت در دست اغنیا تحقق می یابد. از آنجا که عدالت اجتماعی به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته است در مورد این موضوع بیش از این توضیح نمی دهیم.
  
 4- خودکفایی و اقتدار اقتصادی :
 مقصود از خود کفایی این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد بالایی از رفاه تولید کند و ناگزیر به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجیح دهد بعضی از نیازهای خود را از خارج تامین کند، به این سبب که هزینه تهیه آن در داخل بیشتر می شود و با وارد کردن آنها، این جامعه می تواند امکانات خود را در راه مفیدتری به کار گیرد. در این صورت با خودکفایی ناسازگار نیست، زیرا جامعه قدرت لازم برای تولید آن کالا در دارد. در این تعریف، بیان شده که جامعه ای که توانایی تامین نیازمندی های خود را در سطح عالی رفاه داشته باشد، خودکفاست. زیرا ممکن است کشوری به تولیدات داخلی اکتفا کند ولی وضعیت فقیرانه ای داشته باشد. در این حال آن کشور خودکفا نیست، در خودکفایی، توانمندی و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روی پای خود ایستاده است. این ایستادگی بدون وجود حیات و نشاط ممکن نیست. قرآن مجید درباره مومنان به پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) می فرماید: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیفظ بهم الکفار. مانند دانه ای است که شاخ و بال بیرون آورده و (این شاخه ها) او را تقویت کرده و در نتیجه آن گیاه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گردیده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتی واداشته است (خدا آنان را قوی کرده)، تا به وسیله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/29) مفاد این آیه، قدرت یافتن مسلمانان و رسیدن آنان به شکوه و عظمتی است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا باید این اقتدار هم اقتدار سیاسی، هم اقتدار نظامی و هم قدرت اقتصادی و هم توانمندی فرهنگی باشد.
  
 5- عدم وابستگی اقتصادی :
 معنای استقلال غیر خودکفایی است. خودکفایی به این است که یک جامعه همه نیازهای خود را تامین کند و نیازی به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از این است یک جامعه مستقل اقتصادی ممکن است احتیاج به وارد کردن برخی کالاها داشته باشد،اما تامین این نیاز تکیه بر سایر جوامع ندارد، ناگزیر به باج دادن و سر فرود آوردن نیست، بلکه در روابطی سالم، برخی از محصولات خود را می دهند و تولیدات دیگران را می ستاند. اما خودکفایی بیش از این است یک جامعه خودکفا می تواند همه نیازهای خود را هر چند بار هزینه بیشتر تامین کند، گرچه ترجیح می دهد برای بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جویی کردن، برخی کالاها را از بیرون وارد کند.
 استقلال در آیات قرآن: از اطلاق برخی از آیات و لازمه برخی دیگر، لزوم استقلال اقتصادی فهمیده می شود که درذیل به آنها اشاره می شود. «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا. خداوند هرگز برای کافران بر مومنین راه تسلطی قرار نداده است». (نساء/141)
 غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به این آیه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. یعنی، مسلمانان می باید کاری کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههای سلطه کفار بر مومنین سلطه اقتصادی است. متاسفانه در این روزگار، سلطه اقتصادی بیگانگان بر مسلمانان تحقق یافته است و این واقعیت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان است. مطابق مستفاد از این آیه مومنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگی ها - از جمله وابستگی اقتصادی - رهایی دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. برای مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه می توانید نیرو آماده کنید». (انفال/60). سیاق آیه نشان می دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترین نیرو برای مقابله با دشمن نیروی نظامی است. اما کلمه «من قوه» هر نیرویی را شامل می شود. نیروی اقتصادی برای رویارویی با دشمن از اهمیت برخوردار است. به خصوص در جنگ های امروز که قدرت اقتصادی یکی از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزایی دارد. روایتی در تفسیر این آیه آمده است که با استفاده از آنها شمول آیه را نسبت به توان اقتصادی بهتر می توان فهمید. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرموده سیاه کردن موی صورت (برای پیر مردان) از مصادیق «قوه» در آیه است. «منه الخضاب بالسواد».(1). در روایت دیگری از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: گروهی بر امام حسین (علیه السلام) وارد شدند و دیدند که آن حضرت به رنگ سیاه خضاب کرده است. علت آن را پرسیدند، فرمود: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) در یکی از جنگها به مسلمان دستور داد با رنگ سیاه خضاب کنند تا به این وسیله بر مشرکان قوت بگیرند و قویتر بنمایند. (همان منبع).
  
 6- توسعه و رشد :
 یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، ایجاد توسعه و رشد است. این هدف را در راهنماییهای اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده می کنیم. که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود.
 الف) اسلام بر فراگیری معلومات و افزایش اطلاعات مسلمین سفارش اکید دارد، تا آنجا که از پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نقل شده است: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد». به این معنی که برای اندوختن دانش محدودیت زمانی نباید شناخت و نیز آمده است: «اطلبوا العلم ولو بالصین». (2) بدین معنی که دوری راه و رنج سفر برای کسب دانش باید ناچیز شمرده شود هم چنین آمده است: «اطلبوا العلم و لو بخوض اللحج و شق المهج». (3) که مفاد آن این است که هر چه طلب دانش، دشواری به همراه داشته باشد، گرچه در حد فرو رفتن در گردابها و ریختن خون قلبها، این سختیها را باید بر خویش هموار کرد و هیچ مشکلی نباید مانع افزایش دانش مسلمانان شود.
 ب) تغییر وضعیت اقتصادی جزیره العرب از بازرگانی صرف و واسطه داد و ستد کالاها بودن به افزایش کشاورزی تا آنجا که مدینه مرکز مهم تولید کشاورزی شد. اسلام، عرب جاهلی را از تنبلی و تن پروری و آماده خوری بیرون آورد و به کار و کوشش و تلاش واداشت تا آنجا که از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله (4). هر که آب و خاکی بیابد و باز هم فقیر باشد، خدا او را از رحمت خود دور کند». یعنی هر که آب و خاک در اختیار داشته باشد نباید فقیر بماند. هم چنین هنگامی که کسی از امام صادق (علیه السلام) تقاضا کرد که دعا کند رزق و روزی او به راحتی برسد: «لا ادعو لک، اطلب کما امرک الله عزوجل. برایت دعا نمی کنم. آنگونه که خدا به تو امر فرموده است روزیت را طلب کن». یعنی با به زحمت انداختن خود روزی بخواه. (5)
 ج) اسلام بر آباد کردن زمین ها و شهرها و تعطیل نگذاردن اراضی تاکید فراوان دارد که از عوامل مهم رشد تولید می باشد.
 قرآن می فرماید: «هو أنشاکم من الارض و استعمرکم فیها. خدا شما را از زمین ایجاد کرد و به آبادانی در آن گماشت» هم چنین در روایتی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نقل شده است که فرموده: من کان له ارض فیزرعها و الا فلیؤدها اخاه و لا یؤاجرها ایاه، هر که زمینی دارد آن را به کارد و گرنه به برادرش بدهد و از او اجاره نگیرد»و این روایت بیانگر یکی از سیاست های اقتصادی پیامبر (صلّی الله علیه و آله) است. در عهدنامه امیرالمومنین (علیه السلام) به مالک اشتر یکی از وظایف استاندار را عمران و آبادی شهرهای منطقه ماموریت وی قرار می دهد و می فرماید: «جبایه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها، وظایف استاندار عبارت است از: جمع آوری مالیات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهای آن». (6) و نیز به او می فرماید: «و لیکن نظرک فی عماره الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج. باید نظرت درباره آباد کردن زمین رساتر از نگاهت درباره گرفتن مالیات باشد». (7)
  
 7- رفاه عمومی :
 رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل می شود، یعنی اگر جامعه ای توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد، به دنبال آن رفاه نیز به وجود می آید. از مطالعه آیات و روایات مربوط به بحث بسیار روشن به دست می آید که نظام اقتصادی اسلام تنها در صدد رفع نیازهای ضروری بشر نیست و با تامین آنها کار خداوند را تمام شده نمی داند، بلکه در صدد تامین رفاه بشر است. خداوند نعمت های بی شماری را در اختیار انسان قرار داده که از آنها بهره گیرد. «قل من حرم زینه الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق. بگو چه کسی زینت خداوند را که برای بندگانش (از زمین) بیرون آورده و روزیهای پاک را حرام کرده است؟» (اعراف/32) و امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در وصف متقین می فرماید: «همانا متقین بهره دنیای نقد و آخرت آینده را بردند، با اهل دنیا در دنیایشان شریک شدند، ولی اهل دنیا در آخرت آنان شریک نشدند. در دنیا به بهترین نوع مسکن گرفتند و به بهترین وجه خوردند. از دنیا به آن گونه که مترفین بهره مند می شوند، استفاده کردند و از آن چیزی را که جابران متکبر بر می داشتند، برگرفته اند. سپس از آن با توشه کافی و تجارب سودمند بیرون رفتند. هم چنین در روایتی از معصوم (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «نعم المال الصالح للعبد الصالح. چه نیکوست مال شایسته برای بنده شایسته». (8)
 و از دیگری ویژگی ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
  
 نظام بانکی در جامعه اسوه اسلامی
 1. نظام بانکی می بایست برطبق موازین شرعی و اسلامی باشد.
 2. داشتن فرمولهای مختلف در فعالیت نظام بانکی اسلامی در جهت کمک به دولت، مردم و بالاخص مردم محروم و مستضعف.
 3. ایجاد مؤسسات شخصی یا گروهی (به صورت قرض الحسنه اسلامی).
 4. توجه داشتن به مقوله ربا و اشکال مختلف آن در اسلام.
 - نظام مالیاتی در جامعه اسوه اسلامی می تواند:
 الف) مردم را نسبت به مالیات و ثمرات خوب آن آگاه نماید.
 ب) نسبت دریافت مالیات برای اقشار مختلف با توجه به وضعیت امرار معاش چه در سرمایه های ملی، سرمایه های پنهان و سرمایه های جاری را مشخص گرداند.
 ج) ثمرات دریافت مالیات را به سرعت برای مردم قابل دسترس نماید.
 اقسام مختلف بیمه های اجتماعی، با رعایت عدالت اجتماعی به معنای واقعی می تواند نقش بسزایی در اقتصاد پویا در جامعه اسوه داشته باشد.
  
 هفت بعد اساسی در ساختار اقتصاد :
 1- مبارزه با فقر و تأمین نیازهای هر فرد در پرتو کار خلاق او و ارزش افزوده ای است که او در جامعه تولید می کند.
 2- آزاد نگه داشتن بخشی از وقت هر انسان، برای این که فرصتی مناسب برای خودسازی و رشد انسانی و تعالی معنوی داشته باشد، به تعبیر دیگر در نظام اقتصادی جامعه اسوه تلاش برای نیازمندیهای اقتصادی، نباید همه وقت ملت را بگیرد بلکه مقداری از آن وقت باید برای خودسازی انسان و رشد معنوی آزاد باشد.
 3- اعتدال در مصرف، مبارزه با اسراف و نفی هر نوع اقتصاد تخریبی نسبت به امکاناتی که خداوند در جامعه برای زندگی انسان ها در اختیار همه قرار داده است.
 4- حفظ آزادی انسان در رابطه با عامل اقتصاد، در برابر کسانی که انسان را یک حیوان اقتصادی معرفی می کنند و بدین ترتیب او خود به خود برده اقتصاد سرمایه داری و خصوصی و یا برده اقتصاد دولتی یا به تعبیر صحیح تر، برده سرمایه داری خصوصی و سرمایه داری دولتی می شود، باید آزادی انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود.
 5- تأکید بر استقلال اقتصادی جامعه اسوه اسلامی و این که براستی از نظر اقتصادی به روی پا خود بایستد؛ خود تولید کند و متناسب با نیازهای خود مصرف کند. به دیگران وابسته نباشدکه وابستگی اقتصادی امروزه زیربنا و ریشه وابستگی های دیگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نیست.
 6- تأکید به تکامل فنی و صنعتی، زیرا پیشرفت های صنعتی از جلوه های رشد انسان است و هیچگاه نباید مورد غفلت قرار گیرد. بنابراین در برنامه ریزی اقتصادی جامعه اسوه اسلامی باید به آن تأکید شود.
 7- برقراری عدل اقتصادی نسبت به بی عدالتی هایی که در گذشته صورت گرفته است.
 این هفت بعد، اساس اقتصاد است و اصل 43 قانون اساسی در حقیقت نسبت به بسیاری از این افراد توجه تام دارد. در حل برخی از مشکلات امروزه در جامعه اسوه اسلامی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 الف- مبارزه با بیکاری
 ب- اشتغال کامل
 ج- افزایش مهارت و ابتکار
 با توجه به فعالیت های انجام شده در خصوص توان بسیج در حل بسیاری از مشکلات جامعه اسوه اسلامی به اطلاع می رساند که در بحث اقتصاد، مقوله کار و اشتغال به عنوان محور فعالیت قرار دارد و اعضاء گروه تحقیقات در این بخش در صدد طرحی جامع برای فعالیت بسیج نسبت به رفع این معضل می باشد.
  
 پی نوشت ها:
 1- بحار الانوار ج 61 ص 158 - من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 123 - وسایل الشیعه ج 2 ص 89
 2- بحار الانوار، ج 1، ص 177
 3- بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 75، ص 277
 4- بحار الانوار، ج 100، ص 65
 5- اصول کافی ج 5 ص 78
 6- بحار الانوار ج 33 ص 599
 7- بحار الانوار ج 33 ص 606
 8- بحار الانوار، ج 70، ص 62
  
 منبع: کتاب طرح تحقیقاتی شهر اسوه





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

سال جدید آمد و مثل همیشه، بیانات رهبر انقلاب در آغازین لحظات سال نو راهبردی‌ست برای ما که می‌خواهیم در کوران حوادث مختلف آینده، راه را از چاه تشخیص دهیم. در بیانات نوروزی ایشان، سه موضوع اساسی به چشم می‌خورد که لازم است به آنها توجه ویژه‌ای داشته باشیم.
 اولین موضوع مورد اشاره‌ی ایشان، تأکید به تکریم ایام شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است. همان طور که مستحضرید، از پنجم فروردین امسال فاطمیه شروع می‌شود. از قضا در آخرین روزهای امسال نیز، دوباره شاهد این روزهای عزیز خواهیم بود. به عبارت دیگر، سال 92 با گرامی داشت روزهای شهادت مادر دو جهان آغاز شده و با همین مناسبت به پایان می‌رسد.
 این تطابق قطعاً برای ما ایرانی‌ها یک امتحان الهی‌ست. امتحانی که لازم است در آن مثل چند سال پیش که شاهد تداخل نوروز و عاشورا بودیم، ارزش‌های دینی‌مان را بر هر چیزی محترم و مقدم بشماریم. توجه به این نکته شاید جالب باشد که رهبر انقلاب در جایی فرموده بودند که من رزق هر ساله‌ی مملکت را در شب‌های عزاداری حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از خدا می‌گیریم.
 رزقی که اگر به هر شکلی توسط خداوند مقدر شود، براساس آیات و روایات محکمی که در این خصوص وجود دارد، توسط خود خداوند عطا شده و همان کسی که تعیین کننده‌ی اندازه‌ی رزق ماست، خودش هم اسباب رسیدنش‌ را فراهم می‌کند، حتی اگر همه‌ی دنیا مانع شوند. اهمیت این نکته وقتی معلوم می‌شود که موضوع فوق را با دغدغه‌ی اساسی سال گذشته‌ی مردم که همانا تأمین معاش بود، مرتبط بدانیم.
 سال 91 سالی بود که با توجه به تحریم‌های سنگین دولت استعمارگر امریکا و یکسری بی‌تدبیری‌های داخلی، معاش مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و بنابر اعتراف معاون اول رئیس جمهور در آخرین روزهای سال گدشته، قدرت خرید حقوق بگیران نصف شد. این مسئله به احتمال زیاد در سال جدید نیز دامن‌گیر ما خواهد بود و قدرت خرید مردم، مهمترین معضل دولت‌مردان است.
 به همین دلیل، رویکرد اقتصادی موجود در پیام‌های نوروزی چند ساله‌ی اخیر رهبر معظم انقلاب در سال جدید نیز با عنوان « حماسه اقتصادی » تکرار شد. در اینجا باید دقت کنیم که هر نوع برنامه‌ریزی اقتصادی و مدیریت منابع برای تحقق بخشیدن به امر حماسه اقتصادی جای خودش لازم و واجب، اما توجه به ابعاد دینی و اعتقادی موجود در ادبیات دینی ما که جزء محکمات مذهب ما محسوب می‌شوند نیز ضروری می‌نماید.
 در کنار موضوع حماسه‌ی اقتصادی به عنوان بخشی از دومین موضوع مورد بحث رهبر معظم انقلاب، موضوع « حماسه سیاسی» نیز در بیانات ایشان وجود داشت. مسئله‌ی انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، مهمترین عرصه‌ی تبلور این حماسه است. اما آنچه که باعث می‌شود این حماسه عملی شود، توجه به دو امر شور و شعور سیاسی در انتخابات آتی‌ست.
 همه‌ی ما باید توجه داشته باشیم که از یکسو، با حضور موثر خود در روند انتخابات، گرمابخش این آزمون سیاسی باشیم تا آنهایی را که بر طبل تحریم انتخابات می‌کوبند مأیوس کرده و بینی‌شان را به خاک بمالیم و از سوی دیگر، سعی کنیم تا با فراگیری و استفاده‌ی ملاک‌های انتخاب یک رئیس جمهور اصلح، فردی را به مسند دومین شخص مملکت بنشانیم که شایسته‌ی این جایگاه باشد.
 اما سومین موضوعی که در پیام نوروزی رهبر انقلاب به چشم می‌خورد، ریشه‌یابی مشکلات سال گذشته بود. ایشان از یک سو به عوامل خارجی این مشکلات اشاره کرده و وجود آنها را اعلام می‌کنند و از سوی دیگر، عوامل داخلی معضلات سال 91 را نیز دخیل دانسته و توجه ما را به آنها جلب می‌نمایند. به عبارت دیگر، در تحلیل رهبر انقلاب و بر خلاف تحلیل بعضی‌ها، نه باید تنها به مشکلات داخلی توجه کرد و نه باید صرفاً به عوامل خارجی بسنده نمود.
 به عبارت دیگر، داشتن نگاه جامع به عوامل بروز معضلات سیاسی و اقتصادی در سال 91 است که ما را در رفع آنها کمک می‌کند. ولی در این میان باید توجه داشت که عوامل خارجی مشکلات همیشه بوده و همیشه هم در بالاترین حد خود بوده. آنچه باعث می‌شود که این عوامل کاری‌تر شوند، آلترناتیوهای داخلی‌ست. به همین دلیل است که بزرگان ما فرموده‌اند: درون را بساز، بیرون خودش ساخته می‌شود.
 قطعاً توضیح و تشریح پیام رهبر انقلاب در این فرصت اندک کامل نخواهد بود. امیدواریم که در این سال جدید، تبیین بیانات رهبر انقلاب تبدیل به یکی از مهمترین دل مشغولی‌های اهل قلم شده تا زمینه برای تحقق اهداف سالانه‌ی مملکت فراهم گردد. ان شاء الله
 منبع: بولتن نیوز





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

دشمنانی که مایل نیستند پیشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ایران را ببینند، دو کار عمده در برنامه‌ی آن‌ها وجود دارد: یکی اینکه تا آنجایی که بتوانند مانع‌تراشی کنند که ملت نتواند به این پیشرفت‌ها و رشد دست پیدا کند؛ با تحریم، با تهدید، با مشغول کردن مدیران به کارهای درجه‌ی دو و فرعی، به منعطف کردن حواس ملت بزرگ ایران و نخبگان کشور به کارهایی که در فهرست کارهای اصلی آن‌ها قرار ندارد؛ یعنی مانع شدن عملی.» [1]
 مقام معظم رهبری در بیانات ابتدای سال، در حرم رضوی، اشاره کردند یکی از نقشه‌های اصلی دشمن مشغول کردن نخبگان کشور به کارهای درجه‌ی دو و فرعی است. از این رو، شناخت اهم از مهم و تشخیص مسائل اصلی و فرعی یکی از وظایف نخبگان است که باید به آن توجه بسیاری شود. یکی از زمینه‌هایی که سالیان دراز مسیر علمی و پیشرفت کشورها را متأثر کرده است و انسان را از خداگرایی و آخرت‌طلبی دور کرده است، این است که غرب در علوم مختلف مسائل اصلی و فرعی را تغییر داده و رویکرد جدیدی را به اقتصاد، مدیریت، جامعه و... ارائه کرده است.
 به عبارت دیگر، مهم‌ترین دستاورد تمدن غرب، در بسیاری از شئون زندگی، تغییر مسائل اصلی و فرعی به یکدیگر است. دامنه‌ی این بحث به حدی گسترده است که این امر، هم در خصوص تمدن غرب صادق است و هم در مورد تعامل تمدن غرب با سایر ملت‌ها ساری و جاری است.
 بررسی تاریخ ملت‌های مختلف از جمله ژاپن، چین و بسیاری از کشورهای دیگر نشان می‌دهد که این کشورها زمانی به رشد و توسعه نائل آمده‌اند که قصد داشتند از وابستگی به آمریکا دوری گزینند و خود، راه خود را بپیمایند. کیم وو جونگ، رئیس اسبق شرکت کره‌ای دوو، در کتاب «سنگ‌فرش‌های خیابان» که دربردارنده‌ی خاطرات اوست، بیان می‌کند که کره و شرکت دوو زمانی توانست بر پای خود بایستد و رشد کند که به دنبال وابستگی به آمریکا نبود، از آن قطع امید کرده بود و قصد داشت که خود، خود را توسعه بدهد. رهبری در بیانات خود در حرم امام رضا(علیه السلام) فرمودند:
 «ملت ما با پیشرفت‌ها ثابت کرد که در سایه‌ی آمریکا زندگی نکردن، به معنای عقب‌افتادگی نیست؛ این نکته‌ی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ‌ـ‌در روزی که استعمارِ مستقیم بود‌ـ‌ و امروز آمریکا، می‌خواهند به ملت‌های دنیا اثبات کنند که اگر می‌خواهید زندگی خوب داشته باشید و پیشرفت کنید، باید زیر سایه‌ی ما بیایید. ملت ایران اثبات کرد که این حرف دروغ است. ملت ما ثابت کرد که وابسته نبودن به آمریکا و قدرت‌های بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلکه موجب پیشرفت است.»
 با نگاهی بر نحوه‌ی زندگی ملت‌های مختلف در سطح جهان و سبک و فرهنگ زندگی آن‌ها، می‌توان دریافت که اساساً رشد و پیشرفت و سبک زندگی در اغلب کشورهای جهان نشئت‌گرفته از فرهنگ غربی و آمریکایی است و آداب و رسوم و سبک زندگی محلی آن‌ها بسیار مورد غفلت قرار گرفته است. از نحوه‌ی معماری خانه‌ها گرفته تا نحوه‌ی پوشش و غذا خوردن و تعاملات انسانی و بسیاری از مسائل دیگر، تحت تأثیر فرهنگ آمریکایی است. این مسائل نشان می‌دهد که اگرچه این کشورها رشد زیادی در اقتصاد و حتی برخی از علوم مهندسی داشته‌اند، اما چون نبض علم و دانش آن‌ها در اختیار غرب و آمریکاست، در نهایت مجبور به تبعیت از نگاه آمریکایی در زندگی خود شده‌اند و تمامی تلاش‌ها و پیشرفت‌های آن‌ها به رشد و پیشرفت تمدنی دامن می‌زند که آن‌ها را در این مسیر رشد قرار داده است و آن‌ها از سرریزهای چنین اقداماتی استفاده کرده‌اند. حال آنکه اگر این کشورها خود نبض دانش و علوم را در اختیار می‌گرفتند، هدایت‌کننده‌‌ی اصلی می‌شدند، نه تبعیت‌کننده‌ی اصلی.
 از این رو، هدف اصلی جمهوری اسلامی بیان این مسئله است که تمدن غرب، آمریکا و در نگاهی جامع‌تر، شیطان به دنبال این است که انسان را از مسائل اصلی زندگی و حیات خود غافل کند و او را سرگرم مسائل جزئی کند تا از توجه به مسائل اصلی بازماند.مسیر پیشرفت او به نحوی باشد که در نهایت، در اختیار اهداف شیطان قرار بگیرد. بر همین اساس است که نخبگان کشور باید ابتدا مسائل اصلی و فرعی کشور را شناسایی کنند و جریان پیشرفت‌های کشور را در این مسیر قرار بدهند.
 باید توجه نمود که فهم مسائل اصلی و فرعی کشور در چند تقسیم‌بندی حائز اهمیت است. نخستین مسئله، فهم مسائل اصلی و فرعی در حوزه‌های مختلف است. به عبارت دیگر، در زمینه‌ی سیاست، اقتصاد، مدیریت کشور و علوم مختلف، ابتدا باید نخبگان مسائل اصلی و فرعی را برای مسئولان مربوط و مردم تبیین سازند. به بیان دیگر، اقتصاددانان باید برای مسئولین کشور بیان کنند که مسئله‌ی اصلی در کشور، اقتضائات دهه‌ی عدالت و پیشرفت است و عامل اصلی در ضعف ساختار اقتصاد کشور، وجود رانت و فساد در ساختار اقتصادی کشور است. در عرصه‌ی سیاست، ‌مصالح کلی نظام بر مقاصد جزئی و فرعی اصالت و اولویت دارد و بر همین منوال، در تمامی زمینه‌ها، باید مسائل اصلی و فرعی برای مسئولین و مردم مشخص شود.
 بُعد دیگر این تقسیم‌بندی مسائل اصلی و فرعی و بین‌زمانی است. مطمئناً مصالح کوتاه‌مدت کشور، مسائل اصلی کشور نیست و مهم مسائل و اقتضائات بلندمدت است و مدیریت کشور باید اقتضائات بلندمدت را ابتدا مدنظر قرار دهد، اما نباید از مسائل جاری و کوتاه‌مدت کشور نیز غفلت کند.
 اما می‌توان گفت که مهم‌ترین مسئله در میان مسائل کشور، هدایت جریان علم و دانش در کشور و جهان است. امروزه ما در بسیاری از امور، از سبک زندگی تا تولید علم و تکنولوژی و مدیریت کشور، وابسته به غرب هستیم و اگر به همین منوال پیش برود،‌ وابستگی ما به غرب دوچندان خواهد شد. لذا نخبگان کشور باید بدانند که هر پیشرفت و حرکتی لزوماً برای کشور مثمر ثمر نخواهد بود و باید توجه کنند که در زمین چه کسی بازی می‌کنند. امروزه جو حاکم بر دانشگاه‌های کشور در علوم مختلف، از علوم انسانی گرفته تا علوم مهندسی، به نحوی است که نخبگان کشور توجه نمی‌کنند که رویکرد حاکم در کتب درسی آن‌ها غربی است و تلاش‌های آن‌ها به رشد علوم غربی کمک می‌کند. لذا باید در گام بسیار مهم و حیاتی، ولی بلندمدت، جریان علم را ابتدا در کشور و بعد در سطح جهان، از سمت علوم غربی و وابسته، به سمت علوم انسانی و الهی تغییر دهیم تا راه سعادت و تعالی خودو سایر مردم جهان را هموار کنیم.
 بر این اساس، می‌توان ادعا کرد که اگر چنین برداشت و نگاهی در مدیریت کلان کشور محقق شود، زمینه‌های اقتدار سیاسی و اقتصادی نظام و ایجاد اقتصادی مقاوم و مقاومتی مهیا خواهد شد و می‌توان به این سخن رهبری جامه‌ی عمل پوشاند:
 «وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیرقابل نفوذ، غیرقابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم. این یکی از اقتضائات اقتصاد مقاومتی است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.»[2]
 در مجموع باید اشاره کرد که فهم مسائل اصلی و فرعی از یکدیگر در تمامی شئون تمدن اسلامی و جامعه‌ی اسلامی امری حیاتی است که بدون توجه به آن‌ها رشد و پیشرفت در کشور محقق نخواهد شد و حتی اگر چنین امری محقق شود، این پیشرفت در جهت منافع غرب و آمریکاست، نه تمدن اسلامی و اهداف متعالی جمهوری اسلامی.
 پی‌نوشت‌ها:
 1. سخنان مقام معظم رهبری در حرمر ضوی، 1 فروردین1392
 2. همان.
  
 منبع: سایت تحلیلی تبیینی برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

تردید نباید کرد که یکی از ابزار تاثیرگذار و تعیین کننده در ارزیابی سیاسی نظام ها و دولتهای مستقر در حاکمیت کشورها، پشتوانه مردمی و یا همان اصلی ترین سرمایه اجتماعی هر حاکمیت است که در تفسیر دموکراسی آن در دو جلوه انتخابات و فراخوان های خیابانی نظامها متجلی می شود .از این لحاظ، ما چون باید در سه ماهه آغازین و سه ماهه واپسین سال ۹۲ در عرصه سیاسی باید از دو قله مرتفع سیاسی گذر کنیم، به شدت به شکل گیری حماسه سیاسی نیازمندیم تا طی آن بتوانیم همراه با عبور از موانع و رکوردزنی جدید، به پروژه بصیرتی کیفیت افزائی در گزینش و چینش انتخاباتی نیز بپردازیم و حماسه سیاسی، در اصل هم حماسه حضور و هم حماسه شعور است.
 در عرصه اقتصادی نیز ما قرار است یک سریال اقتصادی چندساله را به فینال برسانیم و نتیجه گیری کنیم و از طرفی می دانیم که یکی از مهم ترین مصاف نظام سلطه با ملتهای مستقل، مصاف اقتصادی و به تنگنا بردن وضعیت معیشتی مردم و تشدید احساس ناامنی زیستی است و رهبری معظم انقلاب با درک این هدف دراز مدت از چند سال قبل به طراحی یک روند رو به رشد اقتصادی پرداخته تا دشمن نتواند به محاسبات یک طرفه اش دل خوش کند و به عبارتی طعم تلخ ناکامی را در حالی بچشد که منتظر کامیابی است و از این لحاظ، سال ۹۲ سال تکمیل این نهضت اقتصادی و تغییر وضعیت جاری است و این امر بشدت نیاز به شکل گیری یک حرکت خارق العاده دارد که ما از آن به حماسه اقتصادی یاد می کنیم.
 تفاوت حماسه با غیرحماسه:
  
 وقتی مدیریت ها و مجموعه های تحت امر دچار یکنواختی و رکود در فعالیت ها می شوند، سازمان و نظام و حتی جامعه مورد نظر دچار پدیده انفعالی روزمرگی می شوند که استمرار این حالت می تواند نظام مورد نظر را دچار خواب آلودگی و حمله ناگهانی خواب های زودهنگام نماید.
 حماسه، مثل یک گام بسیار بلند، پرش و جهش و نقطه اوجی است که مدیران برای پوست اندازی از تن سازمان، از این اتفاق استقبال می کنند و به عنوان مثال می توان گفت که حضور در جبهه های نبرد، علیرغم شورانگیزی های اولیه می تواند موجبات انفعال نیروها را فراهم آورد، اما عملیات ها، همان بسترهایی هستند که خلق حماسه می کنند و از نشدها، شد می سازند و نمی گذارند حاصل سالها تلاش سازمانی و اجتماعی و غیره به باد برود و از این نظر، حماسه، شوکی است که به پیکره کم تحرک وارد می شود تا موتورش را روشن کرده و پتانسیل هایش را احیاء و شکوفا کند.
 حماسه را می توان شکل گیری یک هم افزائی ملی در عرصه های سیاسی و اقتصادی تلقی کرد که در سال ۹۲ ما باید شاهد همزمانی شکل گیری و تجلی آن باشیم و نگذاریم در جایی که ما می توانیم با یک یاعلی و یک یاحسین، عرصه و قله ای را فتح کنیم، با کم کاری و کم نقشی، فرصت های طلایی پیروزی را از دست داده و در حسرت آن غصه دار و اندوهناک شویم.
 راهکارهای عملیاتی کردن این نامگذاری های سالانه:
  
 مردم و مسئولین دو عنصر تعیین کننده برای تحقق این اهداف بزرگ اند، اگر چه نقش مردم، گسترده تر و جدی تر است و ما باید در عملیاتی ترین وجه آن به گسترش مشارکت مردم اندیشیده و ریسک پذیری مردم را در قبول مسئولیت ها بالا ببریم.
 اعتماد غالب به موسسات دانش بنیان، اصلاح قوانین دست و پاگیر و توقف کننده، اعتماد به جوانان و ایجاد نهضت جوانگرایی در عرصه مدیریت، آغاز اقدامات اصلاحی و جبران خطاها و خلاء های گذشته، بالابردن آستانه تحمل جامعه و حاکمیت جهت کاهش اختلافات و رعایت اولویت پردازش ها و نیز بکارگیری همه طیف های خودی، افزایش بصیرت سیاسی و بصیریت و مهارت مدیریتی، تنویر افکار عمومی و رفع ابهامات و شبهات القائی و نیز کاهش تنش های رسانه ای می تواند رئوس اولین راهکارها برای تبدیل تلاش های جاری به حماسه های سیاسی و اقتصادی باشد.
 ویژگی های بارز در تحلیل رهبری معظم انقلاب از سال ۹۱:
  
 نکته مهم نگاه تحلیلی معظم له در ارزیابی سال ۹۱، پرهیز از سیاه بینی و نگرش سیاه و سفید یا صفر و صد به اوضاع موجود است که طی آن بر خلاف نگاههای تخریبی، نگاه حمایتی و مثبت اندیشی توام با نقد را ارائه کرده و ضمن پذیرش وجود بعضی ضعف ها و اشتباهات، دستاوردهای بزرگ سیاسی و اقتصادی و علمی سال ۹۱ را نیز مورد شمارش قرارداده و با اشاره به تاثیر عمیق این تجارب موفق در جهان اسلام متذکر شد، در حالیکه بخش قابل اعتنایی از ملتها و حتی برخی دولتهای جهان به تجارب موفق و استثنائی جمهوری اسلامی علیرغم همه تحریمها و کارشکنی ها، افتخار می کنند، ما نباید منکر این نقطه قوتها از جمله دستیابی به تکنولوژی های ناب و استراتژیک باشیم که انصافاً بسیار اتفاقات بزرگ بوده اند.
 اقتدار سیاسی و برنامه ریزی اقتصادی و نیز عزم جدی نظام برای استمراربخشی به مواضع قاطع خویش، نظام سلطه را مجبور به کوتاه آمدن و انعطاف پذیری در برابر ملت ما کرده و سرعت دستیابی ما را به حقوق مسلم ما افزایش می دهد.
 دنیا در تحلیل مواضع رهبری معظم، علیرغم همه شیطنت ها و توطئه ها مجبور به عقب نشینی است و می پذیرد که سیاست تحریم فلج کننده هم در برابر نظام رو به رشد و مستقل ما بی تاثیر است و نمی تواند عزم جزم ملت ما را تحت تاثیر قرار داده و دچار خلل و خدشه نماید.
 سخن پایانی:
  
 ما باید بپذیریم که فصل الخطاب همه مسئولین و آحاد مردم رهبری معظم باشد و با کنار نهادن اختلافات، فرصتهای موجود را طلایی کرده و از آنها بهره وری بهینه نمائیم و از طرفی باید بدانیم که نظام ما بخاطر ارتباط اعتقادی با مردم، با تحریم اقتصادی و تهاجم فرهنگی دچار فروپاشی نشده، اگر چه اذیت می شود، اما اگر اتحاد و انسجام ما نهادینه شود و حضور مردم در صحنه ها، حضور حداکثری و بصیرتی باشد، این نظام تا قیام قیامت بیمه و شلیک های دشمن در او بی اثر خواهد ماند.
 مردم ما باید برنامه خواه و پیشینه طلب باشند و نباید با توجه به تجربه تلخ انتخاباتی موسوم به فتنه ۸۸ یکبار دیگر فریب رنگهای مقدس و یا شعارهای ملبس را خورده و به کسانی اعتماد کنند که در مدار اعتماد رهبری معظم نمی چرخند و می خواهند خودشان را به عنوان جریانهای موازی سیاسی جامعه، قالب کرده و از کم اعتقادی برخی ها به اسلام بهره گرفته و موج سواری کنند.
 منبع: بصیر آنلاین





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

مقدمه:
  
 قسمت اول این مقاله قبلاً با نام « نکته هایی پیرامون حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی » از نظر خوانندگان عزیز گذشت. هم اکنون توجه خوانندگان را به قسمت دوم این مقاله جلب می کنیم.
 نکته ششم: مفهوم حرکت حماسی
  
 حماسه یعنی شجاعت، دلاوری، شدّت، صلابت، حمیّت وفعل حمِس یعنی دردین وکارزار ، سخت و محکم بودن وتحمّس ، شدّت واستواری داشتن است.
 نظم، نثر، انسان، حادثه ومانند آن متّصف به وصف حماسی می گردد. شعر حماسی شعری است که روح غیرت وشجاعت وشدّت و مقاومت رابرمی انگیزد. خواه خودمضمون شعرحماسی باشد یا متضمن سرگذشت یک پهلوان وقهرمان باشد. مثل:
 تن مرده وگریه دوستان
  
 به اززنده وخنده دشمنان ( مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج17، ص624)
 نثر و قصه و داستان حماسی نیز به همین معنی است.در قرآن نیز آیات حماسی فراوانی وجود دارد مثل: لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا یا محمد رسول الله والذین معه اشدّاء علی الکفار
 سخنان حماسی نیز سخنانی است که به حماسه آفرینی، مردانگی وشرافت دعوت می کند مثل سخنان امام حسین (علیه السلام) درروز عاشورا که میفرمودند: هیهات منّا الذّله یا لااعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ولاافرّ فرارالعبید یا همچون سخن امام خمینی (رحمت الله علیه) که فرمودند: بکشید مارا ملت ما بیدارتر می شود.
 بعضی شخصیت ها نیز حماسی هستند وروحیات حماسه سازی دارند. شهیدان اصولا از این گونه شخصیت ها هستند. شهید مطهری که شهادت او حماسه ای بزرگ درانقلاب بود دراین زمینه می گوید:
 شهید حماسه ‏آفرین است. بزرگترین خاصیت شهید حماسه ‏آفرینى اوست. در ملت هایى که روح حماسه‏، مخصوصاً حماسه الهى مى ‏میرد بزرگترین خاصیت شهید این است که آن حماسه مرده را از نو زنده مى‏ کند. لهذا اسلام همیشه نیازمند به شهید است، چون همیشه نیازمند به حماسه ‏آفرینى است، حماسه ‏هاى نو به نو و آفرینش هاى نو به نو. (مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏24، ص463)
 ازنظر شهید مطهری (رحمت الله علیه) سخن مى ‏تواند سخن حماسى باشد و سخن حماسى یعنى سخنى که در آن بویى از غیرت و شجاعت و مردانگى باشد، بویى از ایستادگى و مقاومت باشد.(مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏17، ص35 )
 ایشان می نویسد:
  
 گفتیم یک سخن یا منظومه، یک شعر یا نثر حماسى آن است که در روح انسانى جولان و هیجانى در جهت سلحشورى و مقاومت و ایستادگى و دفاع از عقیده ایجاد کند، و یک شخصیت حماسى آن کسى است که در روحش این موج وجود دارد؛ یک روحیه متموّجى از عظمت، غیرت، حمیّت، شجاعت، حس دفاع از حقوق و حس عدالتخواهى دارد.(همان، ص35)
 بعضی ملّت ها نیز همانند شخصیت های حماسی هستند وروحیات حماسی داشته وقهرمانانه عمل می کنند، شجاعانه اقدام می کنند، روح تحریک شده داشته وبا هیجان وشور انقلابی رفتار می کنند.
 از آنچه پیرامون حماسه گفته شده می توان عناصر اصلی آن را بدست آورد. عناصری همچون نترسیدن وشجاعت داشتن، فداکاری کردن و ازخودگذشتن، ازشرافت وکرامت نفس برخوردار بودن، عزّت وسربلندی طلبیدن، روح بزرگ وهمّت عالی داشتن، هدف مقدس ومتعالی داشتن، رشد وآگاهی و زمان شناسی و بصیرت داشتن.
 شهید مطهری (رحمت الله علیه) درمورد روح بزرگ وهدف مقدس داشتن در شکل گیری یک حماسه به زیبائی می نویسد:‏
 حسین بن على علیه السلام یک روح بزرگ و یک روح مقدس است. اساساً روح که بزرگ شد تن به زحمت مى‏ افتد، و روح که کوچک شد تن آسایش پیدا مى‏ کند. این خود یک حسابى است. ابن عباس ‏ها بیایند نهى کنند، مگر روح حسین اجازه مى‏ دهد؟! متنبّى، شاعر معروف عرب شعر خوبى دارد، مى‏ گوید:
 وَ اذا کانَتِ النُّفوسُ کِباراً
 تَعِبَتْ فى مُرادِهَا الْأجْسامُ‏
 مى‏ گوید وقتى که روح بزرگ شد جسم و تن چاره ‏اى ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید، به زحمت بیفتد و ناراحت شود. اما روح کوچک به دنبال خواهش هاى تن مى‏ رود، هرچه را که تن فرمان بدهد اطاعت مى‏ کند. روح کوچک به دنبال لقمه براى بدن مى‏ رود اگرچه از راه دریوزگى و تملّق و چاپلوسى باشد. روح کوچک دنبال پست و مقام مى‏ رود ولو با گرو گذاشتن ناموس باشد. روح کوچک تن به هر ذلت و بدبختى مى‏ دهد براى اینکه مى‏ خواهد در خانه‏ اش فرش یا مبل داشته باشد، آسایش داشته باشد، خواب راحت داشته باشد.
 اما روح بزرگ به تن نان جو مى‏ خوراند، بعد هم بلندش مى‏ کند و مى‏ گوید شب زنده دارى کن. روح بزرگ وقتى که کوچک ترین کوتاهى در وظیفه خودش مى ‏بیند، به تن مى‏ گوید این سر را توى این تنور ببر تا حرارت آن را احساس کنى و دیگر در کار یتیمان و بیوه زنان کوتاهى نکنى! روح بزرگ آرزو مى‏ کند که در راه هدف هاى الهى و هدف هاى بزرگ خودش کشته شود؛ فرقش شکافته مى‏ شود، خدا را شکر مى‏ کند. روح وقتى که بزرگ شد، خواه ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش وارد شود. آن تنى که در زیر سم اسب ها لگدمال مى‏ شود، جریمه یک روحیه بزرگ را مى‏ دهد، جریمه یک حماسه را مى ‏دهد، جریمه حق پرستى را مى‏ دهد، جریمه ‏روح شهید را مى ‏دهد.
 وقتى که روح بزرگ شد، به تن مى‏ گوید من مى‏ خواهم به این خون ارزش بدهم.
 شهید به چه کسى مى‏ گویند؟ روزى چقدر آدم کشته مى‏ شوند؟ مثلًا هواپیما سقوط مى‏ کند و عده‏ اى کشته مى‏ شوند، چرا به آنها شهید نمى‏ گویند؟ چرا دور کلمه «شهید» را هاله ‏اى از قدس گرفته است؟ چون شهید کسى است که یک روح بزرگ دارد، روحى که هدف مقدس دارد، کسى است که در راه عقیده کشته شده است، کسى است که براى خودش کار نکرده است، کسى است که در راه حق و حقیقت و فضیلت قدم برداشته است. (مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏17، ص42)
 همچنین استاد شهید مطهری (رحمت الله علیه) دربیان یک حادثه حماسی از امیرالمومنین (علیه السلام) و در ذیل خطبه51 از نهج البلاغه برخورد حماسی امام و یاران ایشان را ذکر می کند که بدلیل شباهت بسیار زیادی که این داستان با وضعیت کنونی کشور ما دارد و در شناساندن یک حرکت حماسی کمک زیادی به ما می کند، همه آن را عینا به نقل از او می آوریم:
 در جنگ صفّین در اولین برخوردى که میان سپاه امام على (علیه السلام) و سپاه معاویه رخ مى دهد، على روى حساب خودش حاضر نیست که شروع کننده جنگ باشد و تمام کوشش او این است که تا حد ممکن مشکلات و اختلافات را حل بکند، بلکه بتواند معاویه و یارانش را به اصطلاح روبراه بکند، ولى یک وقت متوجه مى‏ شود که آنها پیش دستى کرده‏ اند و شریعه یعنى جایى را که مى‏ شود از فرات آب برداشت گرفته‏ اند.
 حضرت على علیه السلام سعى مى‏ کند با مذاکره مسأله را حل کند، پیغام مى ‏دهد که هنوز بناى جنگ نیست و مى‏ خواهیم مذاکره کنیم بلکه مسأله با مذاکره حل بشود، ولى طرف مقابل قبول نکرد. بنابراین یا باید اصحابش از تشنگى از پا دربیایند و یا باید جنگید، جنگى که دشمن شروع کرده است.
 در نهج البلاغه است که حضرت على علیه السلام در مقابل جمعیت، ناراحت و عصبانى از این کار مى ‏ایستد و یک خطبه چند سطرى مى‏ خواند. مى‏ فرماید: «قَدِ اسْتَطْعَمْوکُمُ الْقِتالَ» اینها گرسنه ی جنگند و از شما غذا مى‏ خواهند اما از دم شمشیر. «فَاقِرّوا عَلى‏ مَذَلَّةٍ وَ تَأْخیرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّیوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْووا مِنَ الْماءِ» لشکریانم! نمى‏ گویم بروید بجنگید، بروید یکى از این دو راه را انتخاب کنید: یا تن به ذلت بدهید که آب را ببرند و شما نگاه کنید، یا این که این تیغ ها را از خون این ناکسان سیراب کنید تا خودتان سیراب شوید. «فَالْمَوْتُ فى حَیاتِکُمْ مَقْهورینَ وَ الْحَیاةُ فى مَوْتِکُمْ قاهِرینَ» زندگى این است که بمیرید ولى فائق باشید و مردن این است که زنده باشید ولى توسرى خور.
 با این سخنان خود آنچنان هیجان ایجاد کرد که در کمتر از دو ساعت، دشمن را بکلى از کنار شریعه فرات دور کردند که دیگر دشمن از تشنگى له له مى‏زد. ولى‏ امام على علیه السلام به سپاهیان خود گفت: شما هر روز اجازه بدهید که بیایند و آب بردارند. لشکریان گفتند: آنها به ما آب ندادند، پس ما هم به آنها آب نمى‏دهیم. ولى على فرمود: خیر، این یک کار غیرانسانى است؛ آب یک چیزى است که هر جاندارى حق دارد از آن استفاده کند. به آنها آب بدهید. (مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏17، ص26)
 درشرائط کنونی نیز که دشمنان نظام اسلامی با افزایش فشارهای سیاسی واقتصادی تلاش در تحمیل اراده خود بر ملت ایران دارند با چنین وضعیت مشابهی روبرو هستیم یعنی یا باید دست ذلت به تسلیم بلند نموده و از انقلاب خود و همه دستاوردهای آن صرف نظر کنیم تا کمی سختی به خود راه ندهیم و یا آن که باید با شور و حال انقلابی خود مثل صحنه های گذشته به میدان آمده و با خلق حماسه هائی در عرصه سیاست و اقتصاد راه سربلندی و رو به رشد تعالی و پیشرفت و استقلال کشور را ادامه دهیم. و از این رو در انتخاب مسیر رهبر معظم انقلاب شعار و راهبرد سال را حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی معرفی نموده اند.
 نکته هفتم: عناصر اصلی شعار سال
  
 شعار حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی حاوی پیش فرض ها و محتواها و حامل معانی و نکته های متعددی است. در این شعار نگاه به جلو و آینده نگری بلکه حرکت پیش دستانه ی آینده سازی وجود دارد. هنگامی که از نام سال آینده سخن به میان می آید بدنبال ساخت مسمّی و حقیقتی برای آن نام هستیم. چنان که اصولاً تحویل سال یعنی به اتمام رسیدن یک سال و شروع سال جدید و همچنان که رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود فرمودند:
 ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یک پایان و یک آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده کنیم و برنامه‌ریزی کنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی که طی کرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینکه ببینیم چه کرده‌ایم، چگونه حرکت کرده‌ایم، نتائج کار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 از این رو نفس نامگذاری برای زمان آینده و مقطع پیش رو یعنی نگاه به جلو داشتن و عزم حرکت کردن و بنای ساختن آینده را داشتن و عنصر آینده از عناصر کلیدی شعار سال است.
 امید، عنصر دیگری است که در این شعار وجود دارد. امید به آینده، امید به حرکت، امید به پیشرفت، امید به خلق حماسه، امید به پیروزی، امید به بهروزی، امید به مدیریت تحولات، امید به در اختیار گرفتن آینده، امید به نقش آفرینی و تأثیر گذاری، امید به ساختن آینده، امید به وضعیت مطلوب تر، امید به رهایی از مشکلات موجود وامید به فرج و گشایش که عنصر اصلی حیات و زندگی هر انسانی است در مفهوم حماسه سیاسی و اقتصادی برای ملت ما وجود دارد .
 شور زندگی عنصر دیگر این شعار است. سرزندگی و نشاط و تموّج حیات و آن هم حیاتی همراه با سر افرازی، عزت و سر بلندی و از سر شعف که فقط اینها می تواند به زندگی انسان ها معنی ببخشد. عنصر دیگر، اطمینان از گذشته است. برای خلق حماسه، اطمینان واعتماد به داشته ها و سرمایه ها و خود باوری لازم است. بدون تکیه به گذشته ی مطمئن حماسه آفرینی بی معناست. تجربه گذشته در خلق حماسه های گوناگون، ملت ما را به این خود باوری رسانده است که با اطمینان خاطر از حماسه سازی در آینده سخن بگوید. احساس پیشرفت و باور به اینکه در حرکتی رو به جلو در حال تعالی و تکامل هستیم و اعتماد به نفس از بابت این که این حرکت ما به سوی پیشرفت، امکان پذیر و قابل دسترس بوده و با حرکت حماسی خود در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی، اهداف پیشرفت خود را جستجو کرده و خلق حماسه، راهی برای دستیابی به آنهاست .
 خنثی سازی مکر و توطئه دشمنان در شعار سال به مثابه انگیزه است زیرا ما دشمن را شناخته ایم و نقشه او را فهمیده ایم. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرموده اند:
 دو سوال وجود دارد:۱- لانه اصلی توطئه برضد ملت ایران کجاست؟ ۲- دشمنان این ملت چه کسانی هستند؟
 حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی) در پاسخ به سوال اول تاکید کردند:
 مرکز اصلی توطئه‌ها بر ضد ملت ایران، آمریکا است و امروز بعد از گذشت ۳۴ سال، هر‌گاه که نام دشمن برده می‌شود، ذهن ملت ایران به سرعت متوجه آمریکا می‌گردد. ...مسئولان آمریکا باید در مورد این موضوع بدقت تامل کنند و از خود بپرسند که چرا ذهن ملت ایران در خصوص دشمن، همواره متوجه آمریکا است؟ ...علاوه بر آمریکا که دشمن درجه اول و مرکز توطئه است، دشمنان دیگری هم وجود دارند، که دولت انگلیس خبیث از جمله آن‌ها است، اما از خود استقلالی ندارد و با دنباله روی، نقش مکمل دولت آمریکا را دارد. (سخنرانی روز اول سال92)
 عکس العمل مناسب با توطئه دشمن داشتن یعنی بصیرت نسبت به دشمن و دشمن شناسی و افشای مقاصد و برنامه ی عمل دشمن. بنابراین توطئه دشمن مبنی بر آماج قراردادن عرصه اقتصاد و سیاست بطور توأمان در این سال ما را بر آن داشته تا حماسه ای متناسب بیافرینیم. شجاعت و دلاوری و اقدام جسورانه و بی باکانه در مفهوم حماسه نهفته است چنان که پایبندی به شعار و عمل به رجز خوانی ها و این که ما در عمل حرف های خودمان را به اثبات می رسانیم و بر گفتار خود ایستاده ایم.
 ما ملت مسلمان و انقلابی هستیم و هرگز دیپلمات گونه و بزدلانه شعار نمی دهیم بلکه همچنان که در طول سی و چند سال پس از انقلاب در عرصه های گوناگون نشان داده ایم انقلابی و حماسی عمل می کنیم در عرصه اقتصاد و سیاست نیز حماسه هایی همچون حماسه هشت سال دفاع مقدس خواهیم آفرید.
 نکته هشتم: اصول چهارگانه حماسه سازی
  
 تحولات و رخدادهای بزرگ و خلق یک حماسه، مستلزم وجود اصول و نیازمند چند مطلب است: 1- عنایت و مشیت پروردگار 2- عبرت آموزی از گذشته 3- توانمندی درونی 4- کشش و ظرفیت آینده.
 بدیهی است بدون عنایت پروردگار هیچ اتفاقی نمی افتد و ما تشاءون الّا ان یشاء الله. کارهای بزرک و حماسه های رخ داده در تاریخ همگی کار خدا بوده و در بستر اراده او تحقق یافته است. انقلاب اسلامی و حماسه های فراوان آن همچون حماسه 15 خرداد 42 ، حماسه 12 و 22 بهمن 57 ، حماسه حضور مردم در پای صندوق های رأی بطور مکرر و یا حضور میلیونی در راهپیمایی ها و حمایت ها در صحنه های گوناگون از انقلاب و نظام، حماسه هایی یکی بزگ تر از دیگری در دفاع مقدس، حماسه شهادت ها و ایثارگری ها و خلاصه همه حماسه آفرینی ها و حماسه سازی ها در پرتو عنایات پروردگار و با کمک و امداد او انجام گرفته است و از این پس نیز در مسیر این انقلاب الهی جز با خواست خدا هیچ حرکتی شکل نخواهد گرفت .
 نگاه موحدانه حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در رؤیت دست خدا در همه حوادث و مسائل انقلاب بسیار درس آموز است. ایشان به طور مکرر بر توجه به خواست خداوند در همه تحولات و حوادث تأکید داشتند و دگرگونی در دلها را که منشأ همه تغییرات و حوادث است، ناشی از عنایات ویژه پروردگار دانسته و بر همین اساس به تحلیل رویدادهای انقلاب اسلامی می پرداختند.
 اصل دوم برای خلق یک حماسه و ایجاد یک تحول بزرگ استفاده از تجربه و سرمایه گرانقدر باز مانده از گذشته است. عبرت آموزی و درس گرفتن لازمه هر حرکتی است بویژه آنگاه که گذشته ای پر درس و پر ظرفیت وجود داشته باشد تا چراغ راه آینده گردد. گذشته ی انقلاب و تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که خود نتیجه به کار گیری همه تجربیات تاریخی اسلام و ایران می باشد، سراسر درس و عبرت حماسه آفرینی است.
 اصل سوم توانمندی درونی یک ملت برای ایجاد تحول است. اگر ظرفیت ها و قابلیت ها و زمینه های تحول وجود نداشته باشد شکل گیری یک تحول، انتظار بیهوده ای است در این زمینه ملت ایران ثابت کرده است که در توانمندی برای تحول سر امد و پیشتاز همه ی ملل دیگر است.
 و اصل چهارم کشش آینده است. شرایط آینده باید به گونه ای باشد که تحمل تحول را داشته باشد اگر آینده برای تحول مناسب نباشد باز شاهد تحولی عمیق نخواهیم بود.
 بر اساس اصول مذکور به سامان رساندن حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی برای کشور در سال 92 کار دشواری نیست زیرا در مورد اصل اول یعنی عنایت خدا هر روز وبطور پیوسته ازآغاز انقلاب و قبل از پیروزی انقلاب تاکنون شاهد توجهات پروردگار و امدادهای غیبی و آشکار او در همه صحنه های انقلاب بوده ایم و نصرت یاری او، وعده تخلف ناپذیر و پشتوانه اصلی و مطمئن ملت مسلمان ما بوده است و لذا از این بابت مادامی که با اتکا به خدا حرکت کنیم هیچ دغدغه ای نداریم.
 چالش های نظام نو پای اسلامی و رویارویی های مختلف آن با نظام استکباری و تجربیات فراز و فرود های متعدد و پیشینه حماسه سازی های گوناگون بخصوص در عرصه سیاست واقتصاد، درس های گران بها و انصافا جامع و بی شماری را فراروی مردم و مسئولین نظام قرار داده است و بطور خاص تجربه های موجود، راه سعادت و توفیق ملت ما را در ورود حماسی به اقتصاد و سیاست منحصر نموده است و اگر جز به این طریق عمل شود پشیمانی نتیجه قهری آن است ( مَن جرّب المجرّب حلّت به الندامه )
 در مورد اصل سوم یعنی توانمندی درونی، مرور فهرست توانمندی ها و ظرفیت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی کشور و توجه به دستاوردهای گران سنگ و اعجاب آمیز ملت ایران در عرصه های مختلف علم وتکنولوژی و تسلیحات و اداره امور مختلف و همه حوزه ها، اطمینان ما را برای خلق هر حماسه ای جلب می نماید.
 و سر انجام در مورد اصل چهارم یعنی کشش آینده، نه فقط نیازهای پیش روی ما که همه ی شواهد و قرائن از تحولات آینده در داخل و منطقه و صحنه بین الملل گویای فرصت تاریخی و استثنائی به وجود آمده برای ملت ایران است تا با هوشمندی و عمل به هنگام، آینده ای درخشان را برای خود رقم بزند و در گذر از پیچ تاریخی ملموس کنونی نه فقط جبران همه عقب ماندگی ها که پیشتازی و الهام بخشی برای سایر ملتها را به ارمغان بیاورد.
 بنابراین سخن از حماسه سازی و حماسه آفرینی سخن بیهوده ای نیست و اصول مورد نیاز برای شکل گیری یک حرکت خلاقانه و حماسی برای ملت ایران مهّیا می باشد و تنها اراده و همت عالی این ملت را می طلبد که بحمد الله چنین همتی نیز وجود دارد و چشم انداز آینده کاملا روشن و امید بخش است.
  
 منبع : شرق نیوز





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

ما باغ پر از گلاب یاسی داریم 
و چادر خاکی حماسی داریم 
سالی که نکوست از بهارش پیداست 
امسال حماسه ای سیاسی داریم

 

گل از کلام حضرت سیدعلى شکفت 
امسال را زمانه و وقت حماسه گفت 
عزم حماسه در سیاست و اقتصاد کرد 
هرمؤمنى که امر ولى زمان شنفت

 

آقا به پیام سالتان می نازیم 
لب تر بکنی ما سر و جان می بازیم 
در عرصه اقتصادی و سیاسی 
با امر شما حماسه ها می سازیم

 

به هوشیاری مولای خویش می نازیم 
برای سید علی تا همیشه سربازیم 
حماسه های سیاسی و اقتصادی را 
به امر نافذ او عاشقانه می سازیم
 
منبع : راسخون

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

رزمنده و در صف جهادیم امسال 
نابودگر ظلم و فسادیم امسال 
به امر امام مسلمین خامنه ای 
مجاهد و حماسه سازیم امسال

 

فریاد حماسه های خاموشیم ما 
در رونق اقتصاد می کوشیم ما 
در لحظه به لحظه ی سیاست امسال 
پیراهنی از حضور می پوشیم ما

 

جانم به فدای تو شود رهبر عشق 
کز لعل لبت حکم جدید اهدا شد 
در عرصه اقتصادی و سیاسی 
حماسه ی اهل معرفت امضا شد

 

زیباست؛ جهاد اقتصادی زیباست 
هر لحظه، حماسه ای جهادی زیباست 
فریاد بزن حماسه ای در راه است 
فریاد سیاسی و عبادی زیباست
 
منبع : راسخون

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

در سال نو احساس عزت می کنیم 
باز هم از نایب مهدی اطاعت می کنیم 
طبق آن فرمایشات رهبر روشن ضمیر 
امسال حماسه سازی می کنیم

 

نوروز رسیده است و شادی داریم 
از لطف خدا ولی و هادی داریم 
به امر نائب امام قائم 
امسال عزم حماسه داریم

 

امید که حق سرور و شادی بدهد 
شوری چو نسیم بامدادی بدهد 
امید که حضرتش در این سال جدید 
توفیق حماسه سازی بدهد

 

حقا که دلم نوید شادی داده 
انگیزه ی اردوی جهادی داده 
امروز امیر جبهه ی خوبی ها 
فرمان به حماسه سازی داده
منبع : راسخون

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات